تبليغاتX
تا رسیدن.............

تا رسیدن.............

زندگی چون میگذرد.......... به گذشتنش میخندم........

برای تو ....

سلام...........

آخ که من دوباره اومدم و غم تنهایی و نبودن دوستام یادم اومد....

فقط آجی سالا و یلدا4 هستن!! هیچکس دیگه ینی نیست؟ عیبی نداره. همه رو دوباره جمع میکنم خودم

 

برایت یک بغل گندم/دلی خشنود از مردم.

 

برایت چشمه ی آبی/کنارش عمر خضر یابی.

 

برایت یک بغل مریم/که مست از می شوی هر دم

 

برایت قدرت آرش / که دشمن را زنی آتش

 

برایت سفره ای ساده / حلال و پاک و آماده

 

برایت یک غزل احساس / دو بیتی های عطر یاس

 

برایت هر چه خوبی هست / خداوندت دهد در دست

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 10:53  توسط E30  | 

میامممممممممممممممممممممم

و من دوباره یه روز میام!!!!

خیلی زود.........

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 17:58  توسط E30  | 

کدوم شعر...............؟

سلام............................

چاكر بر و بكس وبمون!

حس زياد نوشتن ندارم!!! فقط كدوم يكي از اين شعرا قشنگترن؟

بعدشم قضيه چيه ؟ چرا نظرات من اينقده كمه؟

 

امشب لحظه لحظه هایم میلرزد

اشک در چشمانم ارام میرقصد

این با بی تو بودن سخت است

ذهنم از هجوم خیالت میبازد

دلم از نبودنت دلگیر است

کاسه صبرم از خالی بودنت لبریز است

ای خدا غصه نخور از تو فراری نشدم
بعد از آن حادثه در کفر تو جاری نشدم
با وجودیکه به حکم تو دلم زخمی شد
شاکی از آنکه مرا دوست نداری نشدم
ابر را چوب همین سادگی اش ویران کرد
من که ویرانتر از آن ابر بهاری نشدم
ای خدا غصه نخور باز همین می مانم
من زمین خورده این ضربه کاری نشدم
هرکسی خواست تو را از من جدا سازد دید
هر چه کردی تو به من از تو فراری نشدم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم تیر 1389ساعت 10:27  توسط E30  | 

خوده خودمم !! اومدم....

بی تو لحظه ها برایم مرگ رامی خواند و وسوسه نماندن تسخیرم می کند و من فرصتی را به یغما می سپارم که تنها انگیزه بودنم بود. من در آینه چشمانت حضور عشق نورسی را حس کردم که برای هیچ ایمانی جای تردید نمی گذاشت و به باور شکست خود رسیدم. کاش می دیدی که آسمان چگونه اشک هایش را نثارم می کند و زمین، زمان را نگه می دارد تا بیاموزم که قرار نیست اگر پرنده با تیر نرسیدن مرد یاد پرواز بمیرد. قرار نیست عشق به سادگی افتادن برگی از شاخه باشد و قرار نیست حالا که فاتحه برای عشقم خواندی، فاتح قلبم نباشی...

 

سلام.............................

اوهو ببین کی اومده !!! هوووورررراااااااا  خوده خودمم!!!

بذار ببینم اینجا چه خبر بوده؟ نه هرچی نیگاه میکنم اینجا خبری نبوده! کسی هم که اصلا ناراحت نبوده از نبودن ما! بسیار ممنون!

خب بلاخره من اومدم بعد یه چند مدت که نبودم نمیدونم باید چیکار کنم و چی بنوسیم! ولی خب تصمیم گرفتم که بنویسم پس مینویسم!!( چه بنویس بنویسیه)

همچین حال کردم با چندتا از بچه های بامرام که هنوزم هستن و نرفتن! بعضیا هم که قربونشون بره! انگاری منتظر بودن من برم که دیگه نیان حالا دارم براشون!

چون آپ اول بوده بعد چند مدت زیادی پرحرفی نمیکنم باشه واسه اپای بعدی.

فقط نظر یادتون نره. فعلا

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 17:27  توسط E30  | 

تولدش مبارک ک ک ک ک !!!!!

سلام....

آخه اسی همیشه اول عادت داشت سلام کنهیادش بخیر چه پسر خوبی بود...چقده با هم میخندیدیم...چقده سر به سرش میذاشتیمآه ه ه ه ه ه....

من به دلایل امنیتی نمیتونم بگم کی هستم...اما ۴تا عامل مهم باعث شد که امروز من بیامو به جای اسی وبلاگشو آپ کنم..

۱-بالاخره اجازه صادر شد و اسی به جرگه وبلاگ نویسان برگشت.....هووووووووووووووووورررررررررررراااااااااااااااا

2-امروز یه روز خیلی مهم هستو این وبلاگ حتما باید آپ میشد و اسی خودش نمیتونست بیاد و واسه همین من امروز به جاش آپ کردم

3-من همه ی شماها رو خوب میشناسمو شماها هم منو خوب میشناسین..واسه همین بهتر میتونم باهاتون رابطه برقرار کنم

4-و اما............و اما........و اما......... و اما ....

اون خبر مهم اینه که..............

اسی امروز تولدشه

اسی پسر 1 روزه ی باحاله و دوست داشتنیتولدت مبارک ک ک ک ک ک ک ک

من مطمئنم همه ی دوستات از اینکه تولدت هست و دوباره برگشتی پیششون خیلی خوشحال میشن...مگه نه؟

من از طرف خودمو همه ی دوستات تولدتو بهت تبریک میگمو امیدوارم که 120 سال با خوشی و شادی زندگی کنی و به هر چی که میخوای برسی و همیشه مثه الان سر زنده و خندون باشی....

تو پسر خیلی خوبی هستی....اینو مطمئنم که همه تائیدش میکنن....

من تو وبلاگ خودم خیلی راحت تر مینوشتم..نمیدونم چرا اینجا اینقده هل شدم

من این آپ رو همین طوری گذاشتم که فقط بی احترامی به دوستان نشده باشه و بدونن که اسی تولدشو اعلام کرده که کادو بگیره و همش بهش تبریک بگن و بچه ذوق کنه واسه خودش

خوده اسی احتمالا تو همین چند روز آپ میکنه وبلاگشو...و همه دوباره دور هم جمع میشیم....هوووووووررررررااااااا

من که خیلی دلم برای اون جمع و اون دوستیه قشنگ وبلاگی تنگ شدهامیدوارم همه چی مثه قبلش بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 15:13  توسط E30  | 

چاره ای نیست.......

سلام................................

 

ببخشید دوستای عزیزم یه سری مشکلاتی برام پیش

 

 اومده که مجبورم وبمو که همتون میدونید خیلی

 

دوستش دارم رو تعطیل کنم

 

اما خب وقتی عشقت بهت اعتماد نداشته باشه میشه

 همین

نمیدونم شاید به همین زودیا برگردم شایدم دیگه بر

نگردم ولی شما هر وقت تونستید یادم کنید

 

خلاصه هر چی دیدید از من ببخشید نمیخوام کسی از

دستم ناراحت باشه

 

ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار

 

منو از خاطره کم کن تا ابد خدا نگهدار

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 10:36  توسط E30  | 

آخرین آپه 88......


ای خدا نذار کم   بیارم

بچه ها کمکم کنید


 

سلام..........................

من اومدم دوستای خوبم!

خوبین شما ؟ الهی شکر هر کی هم بده بگه یه فکری به حالش میکنیم!!!

خب من یه 2 ، 3 روزی جای شما خالی شمال بودم ( آمل ، بابل ، محمود آباد ، ساری ) عروسی یکی از دوستان بود به همون بهونه یه حالیم کردیم!! اما جاتون خالی خیلی عروسی توپی بود ! مختلط ما هم جو گیر شده بودیم ( به قول آجی سارا : خدا هیچکسو جو گیر نکنه ) اونقده رقصیدیم که دیگه پاهامون هنگ کرد!

یه سوپرایز خیلی جالبم دارم واسه دوستایی که مهشید خودمونو میشناسن ! شعری که پایین گذاشتم کاره مهشیده! من که خوندم هنگ کردم فوق العاده بود. اجازه گرفتم ازش تا برای شما هم بذارمش فقط تشکرا یادتون نره!!!

دیگه اینکه اون مطلبی که از همه بزرگتر گذاشتم اون پایینو دقیقا مربوط به خودمه پس هر کی منو دوست داره حتما بهش توجه کنه!

خب حرفه دگری نیست که با تو بزنم به تو ای رفته ز دست !!!! یعنی همتونو دوست دارم تا بعد

عزیز ترینم یه مشکله کوچیکی براش پیش اومده خواهش میکنم همتون دعا کنید که زود خوب بشه  باشه!!

خداحافظ غم و اندوه همین حالا که با اونم

 

همین حالا که آغوشش برای من شده خونم

 

خداحافظ تب و سردی که عشقش گرمه گرمم کرد

 

مثه صبح بهاری ،منو از عطر گل پر کرد

 

خداحافظ شب تیره دیگه گریه م نمیگیره

 

دیگه با بودن ماهم، سیاهی هاتم میمیره

 

دیگه نه اشکی و دردی ،نه از بدبختیام میگم

 

که اون هستو وجود اون، یعنی من آدمی دیگم

 

خداحافظ شک و تردید که عمری با تو سر کردم

 

همه عمرم هدر رفت و چه شبهایی سحر کردم

 

خداحافظ بد و بدتر که دیگه خوبو من دارم

 

دیگه از بین بودن ها نمیخوام بد رو بردارم

 

حالا اونه کنار من، کسی که جون براش میدم

 

برای دیدن خنده ش همه عمرم رو من میدم

 

خداحافظ چقدر خوبه،چقدر آرومه آرومم

 

چقدر دنیام قشنگه و همیشه با تو میمونم

 

چقدر خوبه وقتی ، خداحافظ از تنهایی باشه

 

وقتی بعد از خداحافظ ،فقط شادی واسه ما شه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 9:10  توسط E30  | 

تعویض اسم....!

سلام...........................

خوبین دوستای خوب و با مرام خودم. خداروشکر!

اول اینکه من اسم وبمو عوض کردم و ازتون میخوام که روش نظر بدین تا بدونم خوبه یا عالیه! بعد هر کی منو با اسم قبلی لینکونده بود اگه براش زحمتی نیست و حالشو داشت عوضش کنه!

بعد اینکه.......

خیلیا بی مرام شدن و نمیان دیگه طرفای ما ؟ سایشون سنگین شده یا ما کاره بدی کردیم نمیدونم! خلاصه اگه از طرف ما بوده ببخشید.

دیگه اینکه هیچی دیگه !!!!

دوستون دارم تا بعد...... 

 

كابوس مي بينم

از خواب بلند مي شوم تا به آغوشت پناه ببرم...

افسوس يادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه برده بودم...!

خوابيدم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 9:12  توسط E30  | 

ولنتاینو.........

سلام.........................

اول از همه ولنتاین این روز قشنگ رو به همه دوستای گلم و عزیز دلم تبریک میگم.

خب این آپ منم یکم طولانی شد که بذارمش شرمنده خلاصه.

من یادم نیست چیا میخواستم تو این آپ بنویسم !!!

حالا که اینجوری شد یه پرانتز باز میکنم چندتا موضوع فرعی رو بگم ( یکی اینکه تسلیت به خاطر این چندتا رحلت و شهادت بزرگوارامون بعدش تبریک به خاطر حماسه حضورمون تو 22 بهمن البته جدا از بحث سیاسی لطفا!!!!)

گلایه هم نمیکنیم از دست بعضی از دوستا که کم پیدا شدن به خاطر این روز قشنگ.

همینا دیگه ! آخه چیزه دیگه ای یادم نمیاد اگه اومد چشم حتما اضافه میکنم.

ولنتاین به همه تون خوش بگذره همه تونو دوست دارم . بای تا بعد...

 

میخوام از ثانیه ها گذر کنم

واست از دقیقه ها پل بزنم

برم رو سقف قشنگ آسمون

واسه تو ، خونه رو ابرا بسازم

میخوام از هجوم غمها نخونم

میخوام از درد جداییها نگم

میخوام از فقط خود خودت بگم

من مجنون از توئه لیلی بگم

ای خدا یه عالم ، باهات حرف دارم

اونی که دوسش دارم ، بده به من

میخوام این شعرو برای اون بگم

خودمو با اجازه ، فداش کنم

تویی که اون بالایی ، آهای خدا

منم این پایین ، فقط کن یه نگاه

ای خدا عاشقم ، عاشقترین

اونیکه میخوام بده به من ، همین

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 15:19  توسط E30  | 

شعره دوستم....

سلام...............................

آخیش بلاخره وقت کردم آپ کنم

همونجوری که قول دادم شعر دوستمو براتون گذاشتم   البته اون شعری که میخواستم نیست ولی اینم قشنگه.

راستی آغاز دهه فجر مبارک

این آپ احتمالا بهش پاورقی اضافه خواهد شد

 

حال خود میدانی و احوال خود ، میتوانی دم ببندی بر دمم، یا دم دمای صبح تاریک از میان کوچه های خیس و باریک نگاهم راهی رفتن شوی..........

ای همه فردای من !

 فکر رفتن را به تیغی پاره کن ،

این تن رنجور و زخمی را کمی دیوانه کن.........

(مجید نجف زاده)

 
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم بهمن 1388ساعت 10:32  توسط E30  | 

خداحافظی!!!!!!!!!!!

سلام..................................

دوستای گل خودم حالتون چطوره ؟ امیدوارم همتون خوب باشید .

خب من امتحاناتم تموم شد بلاخره ، کلی هم به امتحانات حال دادم ( 3تا امتحانو نرسیدم که بدم ) و این ترمم تموم شد . خب من کاردانی بودم و بیشتر دوستام که یخورده درسخون تر بودن تو همین چهار ترم تموم کردن و رفتن...............

خب بعد دوسال با هم بودن و تو یه کلاس بودن یه جورایی خیلی سخته مخصوصا چندتا از دوستا که واقعا دوریشون سخته ولی خب چاره ای نیست منم یه شعر واسه همشون مخصوصا یکی شون که داره میره یه استان تو جنوب گذاشتم .

مساله بعدی این که بلاخره این اینترنت ما درست شد و ما یه حال اساسی با این نت داریم میکنیم و لذت اینترنت داشتن و فهمیدیم .

دیگه این که اگه وقت کردین برای منم دعا کنید که نمراتم خوب بشه.

راستی آپ بعدیم احتمالا شعری باشه که دوستم گفته خودم یکمشو گوش کردم خیلی قشنگه . سعی میکنم بذارمش.

همتونو دوست دارم .

یا علی

راستی بچه ها به این وبم سر بزنید مال دوتا از بچه هاست که کرکر خندست خیلی وب باحالی دارن خودشونم با حالن حتما برید.     rh1625.blogfa.com

 

 

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يکي با چشماي نازش دل کوچيکمو لرزوند
يکي با دست ناپاکش گلاي باغچمو سوزوند

تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو

خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو که بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم

خداحافظ گل پونه . که باروني نمي توني

طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 11:26  توسط E30  | 

توجیح.............!!!!

سلام......................................

حالتون خوبه دوستان گلم؟ امیدارم!

همین اول برای آپ قبلی توضیح بدم که همه گیر دادن بهش! اگه اون شعرو به صورت فینگیلیش بنویسید میشه 5تا صفحه ( البته 17 تا کارکتر دیگه میشه 6 تا صفحه) حالا اگه کسی مشکلی داره باز باهاش میتونه امتحان کنه یا اگه دیگه خیلی خیلی خیلی مشکل داشت خواست من براش میفرستم ( کلا مرامو حال کردین)!!!!!!!!!!

خب باید به عرضتون برسونم که امتحانتم شروع شده از 4 تا 2 تاشو پروندم!! خدا تا آخرشو بخیر کنه!

واسه همین تا شنبه دو هفته دیگه از آپ خبری نیست! ولی خودم سر میزنم !

دیگه اینکه خیلی ناراحتم از دست بعضیا که کم سر میزنن از آمار کامنتا معلومه ؟

همتونو دوست دارم فعلا بای

اگه کم هم میام ببخشید دیگه جبران میکنم

 

از کنار من افسرده تنها تو مرو

دیگران گر همه رفتند خدا را تو مرو

اشک اگر می چکد از دیده تو در دیده بمان

موج اگر می رود ای گوهر دریا تو مرو

ای نسیم از بر این شمع مکش دامن ناز

قصه ها مانده من سوخته را با تو، مرو

ای قرار دل توفانی بی ساحل من

بهر آرامش این خاطر شیدا تو مرو

سایه بخت منی از سر من پای مکش

به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو

ای بهشت نگهت مایه الهام سرشک

از کنار من افسرده تنها تو مرو

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم دی 1388ساعت 11:45  توسط E30  | 

من اومدم..............!

سلام.......................................

به همه ی دوستای گلم که یاده ما هستند اگر چه من نیستم.!

اول این که عذر خواهی کنم به خاطر غیبت طولانی و عجیبم!!! بعدش یه تسلیت به خاط هتک حرمت روز عاشورا !

خب قرار بود که من بعد تاسوعا و عاشورا یه کارایی کنم ولی همه چی به هم ریخته و نمیدونم چیکار کنم !

قرار بود مهشیدو تبرئه کنم به خاطر ترک جمعمون و یه نویسنده جدید برای وب خودم معرفی کنم که البته هر دوتا موضوع به دلایل امنیتی سطح 1 به وقفه افتادن و در آپ های بعدی به اطلاع هموطنان عزیز میرسونیم ! شایدم از تلویزیون اعلام کردیم!!

دیگه اینکه من هنوز امتحاناتم شروع نشده و تاخیرمو نندازین گردن امتحانات ( یعنی نگین بچه درس خون) من امروزا کمبود وقت دارم و اینترنتم ندارم ! اگه دعا کنید داره اینترنتم درست میشه! بعد باز بر میگردم و مثله سابق میشم......

یه شعرم یه بنده خدایی ( یکی از هم کلاسیام)  برام اس ام اس فرستاده بود که واقعا دلم نیومد  نذارمش و اصلا دلم نمیخواد که به خودم  ربطش بدم ولی حیف.........

خب من زیاد حرف زدم فقط کامنت یادتون نره با جریمه ! دوستتون دارم . تا بعد .........

 

ميروم خسته و افسـرده و زار

سـوي منزلگــه ويرانه خويش

به خـدا مي برم از شهـــر شما

دل شوريــده و ديوانــه خويش

 

مي برم تا كه در ان نقطه دور

شستشويش دهم از رنگ گنـاه

شستشويش دهم از لكه عشــق

زين همـــه خواهش بيجا وتباه

 

 

مي برم تا زتو دورش ســـازم

زتو ،اي جلــــوه اميد محــــال

مي برم زنـــده بگورش سازم

تا از اين پس نكنــد ياد وصال

 

ناله مي لرزد،مي رقصد اشك

آه ، بگــــذار كه بگريزم مـــن

از تو ، اي چشمه جوشان گناه

شايـد آن به كـه بپرهيـــزم من

 

بخـــدا غنچـــــه شـــادي بودم

دست عشق آمد از شاخـم چيد

شعلــه آه شد م ، صــد افسوس

كه لبــم باز بر آن لب نرسيـــد

 

 

عاقبت بنــد سفـــر پايـــم بست

ميروم، خنده به لب،خونين دل

مي روم از دل من دست بردار

اي اميـــــد عبث بي حاصــــل

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 17:47  توسط E30  | 

محرم . دلخوری!!!

سلام..............................

به همه ی دوستای عزیزم و بعضیا که خودشون میدونن و حالا بماند...........

حداقل اگه میخواستی با اون باشی به ما یه خبر میدادی به مولا ناراحت نمیشدم.

بی خیال....

اومدم که ایام سوگواری آقا رو به شما تسلیت بگم و رفع زحمت کنم شاید این چند وقت از این کمتر بتونم بیام چون کم کم دیگه داره بوی امتحانات میاد.

البته تجربه ثابت کرده من تو امتحانات بیشتر میام

خلاصه یه سری مسائل بود که میخواستم بگم گفتم بیخیال به عشقه محرم بیخیال شدم ولی بدونه که یه جورایی نامردی بود.

حداقل خوشی بچه ها رو به هم نمیزد تازه داشتیم به این وضعیت عادت میکردیم

در ضمن یه سوپرایز دارم واسه همه که قراره یه نفر یه آپ بذاره و خودشو معرفی کنه

باشه بعد تاسوعا و عاشورا

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 16:52  توسط E30  | 

دلتنگم.....

دلم یک فنجان چای داغ میخواهد

تا یخ انگشتانم را باز کند

دلتنگم

همین......!

 

سلام....................

دوستای عزیز خودم خوبید که به امید خدا.

اول اینکه یه عذر خواهی به همتون بدهکارم آخه میدونم به خیلی چند وقته سر نزدم.

یه خرده کار داشتم نتونستم شرمنده دیگه. حالا ببخشید . بخشیدید .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 9:9  توسط E30  |